امشب دلم میخاست یکی بود تا اینا رو بهش بگم... تا تو گوش خودم فرو بره
عشقبازی فرق میکنه با بازی با عشق... اینکه خودت رو عاشق نشون بدی و نقش بازی کنی واسه یه رابطه ی عاشقانه... به هر دلیلی هم که باشه... نامردیه، خیانته....هم خیانت به خودت و هم خیانت به اون طرف... هرچقدرم که فک کنین هر دوتون بهم عادت کردین و گیر احساسات و تجربیات تلخ و شیرین دو نفره افتادین نباید اولویت نوشتن دو کلمه عشق و بازی رو با هم عوض کرد...
حق نداری به خودت و اون بیچاره دروغ بگی... دیدی گاهی وقتا یه دروغی رو اونقدر برای دیگران تکرار میکنی که بعد از یه مدتی خودت هم باورت میشه؟ نباید عادت کرد... نباید...
تا وقتی احساست واقعی نیس، حق نداری بگی عاشقتم... حق نداری یهش دست بزنی... باید واقعاً حسش کرده باشی... نباید از جسم بعنوان یه کاتالیزور برای بدست آوردن احساس اون استفاده کنی... باید با روحت روحشو بدست بیاری... نه با چیزت.
باید برای گفتن دوستت دارم دلیل داشته باشی... اینو یه جا خوندم که میگفت نباید دم به دقیقه به خانومتون بگین دوستت دارم...بذارین حسش بیاد..بذارین دلیل داشته باشه... تو فرصت مناسب بگین... بهمدیگه فرصت بدین تا از هم پر بشین.... نذارین تکراری بشه... اینجوری از خودتون بدتون میاد نه تنها پر نمیشین بلکه روز به روز احساس پوچی میکنین... زندگی و احساستون رو به پیری میره...دیگه س.ک.س هم فایده نداره... دیگه تازش نمیکنه...دیگه حرف خدا هم تو قرآنش فایده نداره... که "شما رو برای آرامش هم آفریدم"...باید به هم فرصت داد تا فرصت مناسب رو پیدا کرد برای عشقبازی.
صبر کن...
هر چقدرم که سخت و دردناکه...
هر چقدرم که تنت به ناز طبیبان محتاجه...
هر چقدرم درد زایمان داری...
هر چقدرم دلت میخاد...
طاقت بیار...
احساس درد بهتر از احساس پوچیه... بهتر از دروغه... احساس گناه و عذاب وجدان و قاطی کردن عشق با بازی بد دردیه.
پوشا بودن بک رابطه همیشه از یک به یک بودن رابطه مهمتره. اول باید پوشا بودن رو اثبات کرد بعد یک به یک بودن رو.(از یک دوست)
هیچ کس این روزها همدردو همرازم نشد
هیچ کس موقع پژمردن فصل با گلی تازه به سراغم نرسید...


سوسوی تو