اکنون که مال منی

  رویایت را تنگاتنگ رویایم بخوابان

  و به عشق و رنج و کاربگو

  که اکنون همه باید بخوابند.

     به عشق بگو دیگر هیچ کسی جز تو

     نمی توانددر رویایم بگنجد.

 ما بر فراز رودخانه های زمان پرواز می کنیم

و هیچ کسی جز تو

که همیشه سبزی همیشه خورشیدی همیشه ماهی.

    حالا که دستانت مشت خود را باز کرده اند

    بگذار معنی لطیفشان به زمین چکد

    و من بدنبال اشکی که از تو فرو می چکد

     سفر میکنم.

اشکی که مرا تمام مرا

به یغما برد.

                             پابلو نرودا