می گویند وقتی دلت به تنگ می اید نا خوداگاه اشکت سرازیر میشود
حال اگر دلتنگی هایت بی نهایت شود چی میکنی؟؟؟!
بعد از این همه دوری دارم برمیگردم خونه ,با دنیایی از اتفاقات
بالاخره اون روز رسید روزی که گفتم:
میخواهم برگردم تا صدایم را بردارم تا مادرم را ببویم تا چشمانم را بشویم
خیلی خوشحالم و اما اندوهی در دل دارم که مرا رهایی از ان نیست!!!
پ.ن)به من بگو بی وفا حالا یار که هستی؟؟؟خزان عمرم رسید نوبهار که هستی؟؟
میخوام برم دور دورا دلم طاقت نداره درد غم تو داره روزا رو می شماره...!
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر ۱۳۸۸ ساعت 13:37 توسط ریحان
|

سوسوی تو